نوسازي بافتهاي فرسوده شهري
بازگرداندن زندگي و پويايي به بافتهاي فرسوده شهري، از مهمترين دغدغههاي مديران شهري است. رويارويي با مشكل بافتهاي فرسوده به علت جنبههاي متعدد و ملاحظات گوناگوني كه لازم است در ارتباط با اينگونه بافتها مورد توجه قرار گيرند، ماهيتاً داراي پيچيدگيها و ظرافتهايي است كه برنامهريزي، تصميمگيري و اقدام عملي در اين خصوص را از حساسيت و اهميت ويژهاي برخوردار ميسازد. اين بافتهاي شهري ، بسته به ويژگيها و قدمتي كه دارند، با مسائل و موضوعات متعدد و متنوع اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، مديريتي، اعتقادي، تاريخي و... ارتباط مييابند و به همين دليل، در مواجهه با بافتهاي شهري فرسوده ، لازم است افزون بر ملاحظات فني و مهندسي، ساير جنبههاي موضوع نيز- كه غالباً ساختاربندي، تبيين و تحليل آنها به سهولت پارامترهاي فني و مهندسي نيست- با دقت و ظرافت مد نظر قرار گرفته و در تصميمسازيها و برنامهها دخالت داده شوند.
طي ساليان گذشته، دولت راهكارهاي گوناگوني را در راستاي احيا، بازسازي و بهسازي بافتهاي فرسوده شهري تجربه كرده است؛ اما حجم عظيم بافتهاي فرسودهي موجود و نيمه كاره ماندن و طولاني شدن اجراي بسياري از پروژههاي احيا و بهسازي اين بافتها، نشان دهندهي نامتناسب بودن برنامهها و مدلهاي در نظر گرفته شده باواقعيت اين بافتهاست.درواقع، مشكل اصلي پيش روي طرحها وپروژههاي نوسازي، بازسازي، و بهسازي بافتهاي فرسوده ، تأمين سرمايه و اعتبار هنگفتي است كه براي احياي اين بافتها مورد نياز است. گستردگي دامنه و اهميت موضوع را ميتوان از سخنان وزير مسكن و شهرسازي در جمع اعضاي شوراي مركزي سازمان نظام مهندسي ساختمان و اعضاي سازمان نظام مهندسي ساختمان استان خراسان رضوي دريافت كه اظهار داشت 50 هزار هكتار بافت فرسوده در يك صد و شصت شهر كشور شناسايي شده است؛ كه اين سخن مهر تأييدي رسمي بر دغدغهي هميشگي كارشناسان در خصوص در خصوص گستردگي بسيار زياد بافتهاي فرسوده است.
گذشته از اين جنبهي موضوع، بايد به اين نكته هم توجه كرد كه احياء نوسازي و بهسازي بافتهاي فرسوده تحقق نخواهد يافت، مگر آن كه اين فرآيند با توجيه كامل و مشاركت همه جانبهي شهروندان ساكن در اينگونه بافتها، و با در نظر گرفتن منافع آنها طراحي و اجرا شود. به عبارت ديگر، چنانچه دولت ونهادهاي عمومي (مانند شهرداريها) نتواننداعتماد ساكنان اين بافتها را به دست آورند، نميتوان به توفيق طرحهاي احياي بافتهاي فرسوده اميد داشت ؛ ضمن آن كه علاوه بر رضايتمندي ساكنان، ميبايد در اجراي اصول شهرسازي ، معماري و اقتصاد شهري در خصوص بافتهاي ياد شده، به قابليتهاي هر يك از مناطق مورد نظر نيز توجه داشت و با ديدي جامعمگر نسبت به احياي بافت اقدام كرد؛ كه دستيابي به اين هدف نيز به نوبهي خود، در گرو فراهم آمدن بسترها و زير ساختهاي لازم براي اجراي همه جانبه و هماهنگ طرحهاي ساماندهي و مداخله در بافت است.
واقعيت مسلم و انكار ناشدني در ارتباط با بافتهاي فرسودهي شهري اين است كه احياء و باز زنده سازي اين بافتها جداي از آن كه براي جلوگيري از گسترش تبعات منفي اين بافتها به ساير مناطق شهري ضروريست، همچنين ميتواند موجد دستآوردهاي جذاب و بيبديل براي شهر، شهروندان و مديريت شهري باشد؛ كه بهينهسازي بهرهگيري از زمين شهري، ارتقاي شاخصهاي زندگي شهري، صيانت از سرمايه و منابع انساني، كاهش آسيبها و خسارت ناشي از حوادث طبيعي، افزايش درآمدهاي حاصل از رونق صنعت گردشگري و.... ، نمونههايي از اين دستآوردها به شمار ميآيند.
اما روي ديگر سكه اين است كه اجراي برخي طرحهاي بازسازي و بهسازي بافتهاي فرسوده، به علت فقدان رويكرد اصولي و همه جانبهنگر و برخوردار نبوده از مطالعات و بررسيهاي پايهاي، در مرحلهي اجرا دچار انحرافاتي شدهاند، كه همين امر دغدغهها و دلنگرانيهايي را براي عامهي شهروندان پديد آورده و انتقاد متخصصان را برانگيخته است. بيرون كردن ساكنان قديمي يا كنوني بافتهاي فرسوده، بي اهميت يا كم اهميت شمردن موضوع حفظ بناهاي ارزشمند برجاي مانده از دورههاي گذشته، كم توجهي به مسألهي كيفيت و زيبايي ساختمانهاي جديدلاحداث جايگزين در بافت و.... از مواردي هستند كه ميتوانند باعث سلب اعتماد شهروندان و ساكنان بافتها شوند و در نتيجه كل فرآيند را با بن بست مواجه كنند. بنا براين به نظر ميرسد، براي توفيق پروژههاي احياء و باز زندهسازي بافتهاي فرسودهي شهري، دست اندركاران، مسئولان و مديران چارهاي ندارند جز آن كه عزم خود را براي جلب اعتماد و مشاركت شهروندان به صورت عملي- متفاوت از رويهي متداول شعاري و تبليغي- جزم كنند و نهايت تلاش خود را به كار بندند كه هيچيك از دل مشغوليها و دغدغههاي شهروندان ناشنيده و بررسي نشده نماند.
ماهنامه «دانش نما» بنا به اهميت موضوع نوسازي بافتهاي فرسوده كه به گوشههايي از ابعاد و دلايل اهميت آن اشاره شد، و با اين اعتقاد كه نفس پرداختن به احياي بافتهاي فرسوده اقدامي بسيار مفيد و ضروري است كه براي اطمينان از نتيجهبخشي آن لازم است چارچوبي منسجم براي آن تعريف شود، در بخش ويژهي حاضر به مباني نظري نوسازي بافتهاي فرسوده ميپردازد و انشاء الله در يكي از شمارههاي آتي ، اقداماتي كه در همين رابطه در بافتهاي فرسوده شهري و استان اصفهان انجام پذيرفته يا در دست اجراست، مورد بررسي قرار داده و در بوتهي نقد كارشناسي به تحليل موضوع خواهد پرداخت.