زيمل: بزرگ شهر و حيات ذهنی (1902-1903)
زيمل به بعد روانشناسی اجتماعی انسان شهری بيشتر توجه داشته است و چهار قضيه اصلی در تمام تحيل های وي ديده می شود: 1- اصول شکل 2- عمل متقابل 3- فاصله 4- دوگانگی
در مقاله بزرگ شهر و حيات ذهنی، زيمل با مطرح کردن وضعيت روانی انسان در جامعه شهری در آغاز قرن بيستم نکات مهمی را عنوان می کند زيمل در اين مقاله به مشکل انسان مدرن در مواجه شدن با جامعه صنعتی و تکنولوژی می پردازد.وی معتقد است که مشکل انسان ابتدايی غلبه بر طبيعت بود، اما مشکل انسان مدرن تضاد جديد او با محصولات فرهنگی است که خود ساخته است.فرد شهری با اينکه در طول روز با افراد زيادی سروکار دارد اما تنها و جدا افتاده است.
زيمل می گويد. همان طور که در روابط اقتصادی رشد ثروت پس از عبوراز يک مرحله خود به خود باعث افزايش خود می گردد، فکر و انديشه هم پس از عبور از يک مرحله سير صعودی را طی می کند. ( زيمل در اين مقاله وضعيت جديد زندگی را محکوم نمی سازد، اما به محدوديت های آن اشاره می کند او شهر را يک مجموعه پويا در نظر می گيرد که افراد در حال کنش متقابل دائمی هستند واين محيط باعث رشد فرهنگ دو بعدی و شکوفايی خلاقيت ها می شود).
منبع:ممتاز،فریده،1383،جامعه شناسی شهر،چاپ سوم،تهران،شرکت سهامی انتشار
با سلام